![]() |
![]() |
|
| به وبلاگ من خوش آمدید |
|
جایگاه نقد و انتقاد در شرایط فعلی کشور
شاید روز مرگ یه تفکر آن زمان باشد که دیدگاه مخالف خود را بر نتابد و در مقابل نقد از طرز تفکر خود رفتاری قهر آمیز نشان دهد در مورد مسایل مختلفی می توان نقد نوشته و تحلیل های گوناگون ارائه کرد ولی آنچه که به دیدگاه من کمتر صحبت شده است خود موضوع نقد است در بررسی واژه انتقاد و تحلیل این موضوع می توان به نتایج قابل تاملی رسید برای توضیح بیشتر در آغاز باید به چندین پرسش پاسخ داد.اصولا به چه دلیل مبادرت به نقد می کنیم؟ انتقاد برای چه؟ انتقاد از یک موضوع اهمیت یک موضوع را برای ما نشان می دهد اهمیتی که ما را وادار به فکر کردن در مورد آن موضوع خاص به خود می کند. اصولا معنایی ندارد از مسئله ای که برای ما دارای اهمیت نیست به نقدآن موضوع بپردازیم. به واقع نقد بیشتر از آنکه مخرب باشد باعث پیشرفت است بطوری که در آموزه های دینی نیز به گفتن معایب به خود فرد مورد نظر تشویق میشویم و به تبع آن در اصل هشتم قانون اساسی به صراحت امر به معروف و نهی از منکر را امری همگانی و متقابل بین مردم و دولت بیان میشود انتقاد رمز بقای یک فرد در جامعه و در کل یک نظام سیاسی و حکومتی است به دیدگاه من نقد مخرب وجود ندارد و این واژه بیشتر از جانب کسانی که می خواهند از نقد فرار کنند مورد استفاده قرار می گیرد نقد شاید جهت دار باشد ولی مخرب نیست و آن نوع نقد تلخ نیز مفید خواهد بود. متاسفانه در کشور ما به علت سابقه تاریخی گذشته قبل از انقلاب تجربه خوبی از انتقاد از دولت و مسئولان ارشد کشور و حتی نقد از قدرت وجود ندارد و این امری ترسناک و خطرناک تلقی می شود این طرز تفکر که قبل از انقلاب به وجود آمد نتیجه ای جز انقلاب ایران نداشت.تمام انتقادها و اعتراض ها در نطفه خاموش می شد و بعد از آن وقتی دیگر اعتراض همگانی شد دولت و حاکمیت وقت نتوانستند مشکلات را برآورده کنند و وقتی قول رفع معایب را دادند دیگر حرفشان در میان مردم خریدار نداشت. اعتراض مردم ایران که من آن را در کل مقدس می دانم نتیجه ای مقدس برای کشور و آن هم پیروزی انقلاب را داشت. انقلابی که نتیجه تلاش هزاران مرد و زن برای بهبود وضع جامعه و آبادانی کشور رخ داد اما اشتباه مردم ما خاموش کردن اعتراض های خود بعد از انقلاب بود. مردم ما به واسطه تفکر اعتمادی که به رهبران این نظام داشتند به تصور اینکه همه چیز دیگر تمام است و جامعه در جهت تشکیل مدینه فاضله پیش می رود اعتراض را کنار گذاشته و به حمایت همه جانبه و حتی کورکورانه از مسئولان کشوری پرداختند که عواقبی همچون بنی صدر را پیش آورد و لطمات جبران ناپذیری به جا گذاشت بعد از آن هم مسئله جنگ پدید آمد که فضای سیاسی کشور را به طور طبیعی در زمان جنگ تغییر داد اما وقتی جنگ تمام شد در دولت سازندگی اجازه آنچنانی به مخالفان برای نقد جامعه و کشور و حکومت داده نشد به بهانه اینکه کشور در حال سازندگی است و نیازمند حمایت همه جانبه است که بعدها لطامات وآثار مخرب آن طرز تفکر بیشتر نمود پیدا کرد و حتی امروز هم ادامه دارد. ولی پس ازآن در دولت اصلاحات پس از پشت سر گذاشتن آن پروسه زمانی وقت آن فرارسیده بود که جامعه در جهت رسیدن به اهداف کلی خود و در راه آبادانی کشور مردم وارد صحنه شده و از مسئولان وعده های داده شده را بخواهند . در 8 سال دولت اصلاحات اقدامات بسیار قابل توجهی در این مود صورت پذیرفت .سخن خاتمی در مورد اینکه نقد حکومت لازم است و دولتش را در معرض نقد قرار دادن کار هرکسی بعد از آن سال ها نبود بطوری که پاسخگو بودن از شعار به عمل تبدیل شد و آثار آن نیز امروزه دیده می شود که همان اینگونه راحت نوشتن من در باب نقد از اثرات ان روزگار است اما آیا وضع به همان منوال پیش رفت ؟ پس از دولت اصلاحات دولت مهرورز و عدالت محور!!! به عرصه آمد دولتی که با شعار برابری طبق قانون توانست نظر مردم را به خود جلب کند و عملکرد نسبتا قابل قبولی که در شهرداری تهران مبنی بر قرار دادن مسئولان و خود دربرابر منتقدان نوید ادامه آن راه را می داد اما دیری نپاید که کاملا اوضاع تغییر کرد. ریسک های پی در پی و کودکانه سیاسی دولت نهم و ناموفق بودن آن. عدم اجازه به ورود کارشناسان فعال در پیشبرد دولت نوید یک روند سیاسی آن هم از نوع بسته را می داد در همان ماه های نخستین با سیاسی تلقی شدن نامه 50 اقتصاد دان کشور به رئیس جمهور و رفتار قهر آمیر با آن نشانگر رفتاری تندگونه با منتقدان بود که رفته رفته این وضع بدتر شد.بطوری که هر روز بر منتقدان می تاختند و از دولت یک چهره مقدس و بی نقص می ساختند
نقض آشکار اصل های نهم و بیست و سوم قانون اساسی مبنی بر آزادی های مشروع و ممنوع بودن تفتیش عقاید نیز چهره ناپسندی از دولت ارئه کرد حال شاهد آن هستیم که بعد از اتفاقات انتخابات ریاست جمهوری دهم بار دیگر نقد دارای هزینه میشود و به تبع آن جامعه از نقد و تحلیل در حال برون آمدن است وحتی کسانی که باید مجری قانون اساسی باشند در برابر آن مقاومت می کنند طبق اصل 27 قانون اساسی ایران تشکیل اجتماعات و راهپیمایی بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است!!! آیا می توان 10 مورد راهپیمایی اعتراض آمیز نسبت به نحوه مدیریت کشور نام برد انتقاد و اعتراض آغاز اصلاح است و در جامعه ای که این دو اصل فراموش شود پیشرفتی نخواهد بود.آرام نگه داشتن کشور و راضی نشان دادن مردم بیش از انکه برای کشور مفید باشد سمی مهلک است. امروزه با عنوان اینکه به دست دشمنان بهانه ندهیم و خوراک برای رسانه های غربی درست نکنیم با هر نقد و اعتراضی برخورد می شود اما بهتر آن نیست که بدانیم ما مردم ایران برای خودمان زندگی می کنیم نه برای دیگران. دقیقا همین برخورد با منتقد است که باعث از بین رفتن اتحاد در کشور می شود بهترین نوع ایجاد انتقاد از مدیریت کشور را می توان به وجود احزاب دانست در کشوری که احزاب قوی و بزرگ وجود داشته باشند می توانند با تحلیل از مواضع و نکات مختلف کشور اقدام به ارائه تحلیل و در نتیجه کمک برای پیشبرد اهداف کشور کنند
ولی امروز آنچه که ما شاهد آن هستیم وجود تفکری برای نابود کردن چند صدایی و احزاب در کشور است که در صورت تحقق آن ضربه جبران ناپذیری به کشور خواهد خورد بی شک ایرانی آباد بدون نقد و پذیرش نقد امکان پذیر نخواهد بود
به قلم یوسف مهر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 مهر1388ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
همایش هم اندیشی کمیته دانشجویی ستاد استقبال از میر حسین موسوی در استان آذربایجان شرقی برگذار شد
دیروز در ستاد میر حسین موسوی در استان آذربایجان شرقی مراسمی با عنوان همایش هم اندیشی کمیته دانشجویی ستاد استقبال از میر حسین موسوی در استان آذربایجان شرقی برگذار شد در این مراسم اکثر اعضای ستاد مرکزی میر حسین موسی حضور داشتند و در این میان استقبال نمایندگان مختلف از تشکل های دانشجویی از تمام دانشگاه های تبریز قابل تامل بود در ابتدای این مراسم که با سخنان مهندس پهلوانی مسئول کمیته دانشجویی ستاد استقبال همراه بود در گزارشی به فعالیت های انجام یافته توسط این ستاد اشاره نمودند در ادامه این جلسه اقای غلامی ریس ستاد استقبال از میر حسین موسوی در استان آذربایجان شرقی در صحبت هایی به ارایه گزارشی از عملکرد این ستاد نمود و سپس با بیان مطالبی پیرامون حوزه اصلاحات بر اصلاح طلب بودن میر حسین موسوی تاکید کردند اقای غلامی در ادامه سخنان خود در پاسخ به سوالی مبنی بر دور بودن موسوی از دنیای سیاست در ۲۰ گذشته فزود :من بارها در طول مدت این ۲۰ سال با آقای موسوی دیدار کرده ام که یکی ار ان موارد به جریانات ۲۰ تیر دانشگاه تبریز مروبط می شود و همواره در تمامی دیدار ها متوجه بوده ایم که آقای موسوی همواره از اوضاع کشور مطلع بودند و در صحنه حضور داشتند در ادامه این جلسه جانشین ستاد میرحسین موسوی در استان آذربایجان شرقی در صحبت های کوتاه با از تمامی فعالان سیاسی استان از اعضای ستاد استقبال تشکر و قدردانی نمودند در اواخر جلسه نمایندگان تشکل هایی دانشجویی در صحبت هایی با بیان نکته نظرات خود در مورد میر حسین موسوی و نحوه استقبال نمودند لازم به ذکر است در این جلسه یوسف مهر عضو هسته مرکزی ستاد ملی مجازی ایران در صحبت هایی در ابتدا اقدام به گزارشی در مورد نحوه فعالیت ستاد مجاز ی نمود و در پایان ضمن اشاره به بیانیه این ستاد در خصوص حمایت از میر حسین موسوی بر همکاری و استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت های این ستاد برای موفقیت میر حسین موسوی تاکید نمود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
بسمه تعالی
با سلام
تا چند روز دیگه یعنی ۱۵ فروردین به وبلاگم دو ساله میشه و خودم .... از روزی که شروع به وبلاگ نویسی و نوشتن کردم اکنون ۲ سال است که می گذرد و در این مدت اتفاقات خوب و بد زیادی برای من رخ داده است اتفاقاتی که اکنون از آنها به عنوان خاطره یاد می کنم و امیدوارم پله ای باشند در جهت حضور بهتر و موثرتر در کنار شما دوستان در سال گذشته که سال نسبتا خوبی برای من بود تقریبا هر هفته یک نوشته از من منتشر شد که بسیاری از آنها در سایت های دیگر هم انعکاس یافت خدا را شاکر هستم که هم چنان با تمام توانم در جهت اهدافم پیش می روم و از او می خواهم که سال جدید را هم برایم نیکو گرداند در اینجا هم از تمام دوستانی که در سال گذشته در همه کارها به من کمک کردند تشکر و قدردانی می کنم و امیدوارم اگر ناراحتی از بنده دیده باشند بر من ببخشند که البته آوردن نام آن عزیزان در این جا مقدور نبود
با تشکر یوسف مهر
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
سی سال بعد از جمهوری
در حالی دهه چهارم انقلاب اسلامی ایران را اغاز می کنیم که این روزها تحلیل ها – گزارش ها و مصاحبه ها و... در مورد سه دهه گذشته انقلاب زیاد به چشم می خورد. به همین دلیل بی ربط ندیدم من نیز به عنوان یکی از نسل سومی های انقلاب از این سه دهه کمی بنگارم. شاید به توان گفت یکی ازد لایل خاص بودن انقلاب اسلامی ایران تعریف نوع جدیدی از دموکراسی بود که توانست ان را با لفظ مردم سالاری دینی به جهان عرضه کند. انقلاب اسلامی ایران با تلفیق دین و دموکراسی نوع جدیدی از حکومت را به جهانیان عرضه کرد و آن را جمهوری اسلامی نامید. که شاید اوج این نوع حکومت در تشکیل مجلس خبرگان خلاصه می شود. ولی انچه امروز آن هم به خصوص نسل سوم این انقلاب را به کنجکاوی و گنگاش می کشاند این سوال است که آیا به راستی بعد از گذشت 30 سال ازاین انقلاب آیا نظام توانسته عملکرد مطلوبی در حیطه گسترش مردم سالاری و حاکمیت مردم داشته باشد؟ در نگاهی اجمالی به تاریخ شاهد برگزاری تقریبا 30 انتخابات در بعد از انقلاب هستیم که شاید به نوعی گواه ان باشد که همواره نظام خواستگاه و هدفش مردم بوده است. ولی آیا این رخداد مثبت و خوب به تنهایی برای رسیدن به این هدف کافی است؟ وقتی به سال های اول انقلاب می نگریم با وجود روح انقلابی و وحدت در جامعه شاید وجود حزب و نهاد های مدنیی کمتر لازم به نظر می رسید و همین دلیل باعث میشود امام خمینی (ره)با تشکیل حزب مخالفت نماید اما اصرار های مکرر آقایانی همچون هاشمی رفسنجانی باعث شد حزب جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد . حزبی که سرانجام مطلوبی نداشت. به واقع وقتی به جریان های سیاسی بعد از ایجاد این حزب می نگریم متوجه می شویم تمامی مسئولان کشور را اعضای این حزب تشکیل می دهند. اعضای حزب جمهوری اسلامی را مجموعه ای از افراد مومن و متعهد به نظام تشکیل داده بودند که برخی تنگ نظری ها در آن موجب شد نیروهایی که نقش موثری در انقلاب داشتند طرد و تخریب شده و از حزب برنجند. همین موضع باعث شد امام نیز نسبت به حزب جمهوری اسلامی دیدگاه مناسبی نداشته باشد و حتی چندین بار به برخی از اعضای اصلی آن هشدار بدهند که سرانجام در سال 66 رسما انحلال این حزب تایید شد. در همین منوال نهاد های پر قدرت روحانیت مبارز نیز به فعالیت خود می پرداخت و سعی می کرد نقش تعیین کننده ای را در جامعه سیاسی کشور ایفا نماید اما پس ار ده سال از انقلاب انشعاب برخی از اعضای جامعه روحانیت و تشکیل مجمع روحانیون مبارز آن هم با حمایت و تایید امام خمینی (ره) دفتر جدیدی را در نظام سیاسی کشور گشود. بطوری که این جریان سیاسی از همان ابتدا توانست نقش تعیین کننده ای را در نظام سیاسی کشور ایفا نماید امام خمینی را فردی می دانستند که با احزاب مخالف است و حتی نگرانی های او با ایجاد حزب حزب جمهوری اسلامی را از این دیدگاه تفسیر می کنند ولی امام با ایجادمجمع روحانیون مبارز موافقت کرد و حتی قبل از انقلاب در مورد آزادی احزاب و همه طرز تفکر ها تا زمانی که سلاح بر دست نگیرند تاکید می کرد و بعد از انقلاب هم بارها به این مهم اشاره کرده بود. اما این موضوع صحیح است که امام خمینی(ره)همواره از وحدت در کشور و جامعه حمایت می کرد و همیشه خواستار وحدت همه طرز تفکرها در مورد مسائل اصلی و مهم کشور و انقلاب بود. بعد از بازنگری قانون اساسی و حذف نخست وزیری از مناسبات سیاسی کشور و قدرتمند تر شدن ریس جمهور به واقع نهاد های مدنی و به خصوص احزاب تحول چشمگیری در سطح عالی نظام داشتند البته ازاین دیگاه که این تحول بعد از جنگ و فازغ شدن مردم از مسئله جنگ و گذشت تقریبا 10 سال از انقلاب اسلامی که خود تا حدی بلوغ سیاسی را به همراه داشت نیز قابل بررسی و تحلیل است که بی شک بی تاثیر نبوده است. رقابت های انتخاباتی مجلس سوم و چهارم و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی که فردی همواره موافق احزاب و گسترش نهاد های تشکیلاتی بود باعث شد روند تحول و پیشرفت سیاسی در کشور رشد چشمگیری داشته باشد که این دانش و آگاهی و تاثیر گذاری نهاد های مدنی و مردمی به واقع در دوم خرداد 76 به اوج خود رسید. دوم خرداد اوج شکوفایی مردمانی بود که بعد از جنگ و دولت سازندگی می خواستند رایحه خوش اصلاحات را استشمام کنند. دولت سید محمد خاتمی که از همان خواستگاه آرمان خواهیی مردم حاصل شده بود در احیای مردم سالاری دینی در کشور کوشید و در همان سال های اول خود به عنوان رئیس قوه مجریه اقدام به احیای شوراهای شهر و روستا و عمل به بند های قانون اساسی کشور نمود تا به این طریق نهادهای مردمی قدرتمند تر شده و خود مردم برای آبادانی شهرها و روستاهایشان بکوشند و اداره کشور و یا به عبارتی حاکمیت مردم دارای مکانیزم قابل قبول و قانون مندی شود دولت اصلاحات را بی شک می توان دوره رشد و شکوفایی نهاد های مدنی و احزاب و سارمان های مردم نهاد در تاریخ نظام دانست. اکنون بعد از گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامی می توان گفت که مردان سیاسی کشور به یک بلوغ سیاسی رسیده اند و پس ار طی دوران تجربه و تلفیق احزاب که اصولا تفکری وادراتی است با دین و فرهنگ کشور نوید روزهای خوب و پر ارزشی را دارد البته در همه این سال ها متحجران و مخالفان حاکمیت مردم کوشیده اند که ای روند را کند تر و یا اصلا متوقف کنند و در برابرخواست مردم کارشکنی کنند که در بعضی مواقع هم موفق بوند زیرا که اهداف خودشان را در برابر این نوع حکومت و یا به عبارتی مردم سالاری دینی مغایر می دیدند. ولی مردم همواره ثابت کرده اند که همان روند اصلاحی و اصلاح طلبانه خود را که از انقلاب آغاز کرده اند پیش خواهند برد و هیچ گون مانعی نمی تواند در مقابل خواست مردم ایران مقاومت کند
به قلم :یوسف مهر
۱ ۲ ۳ ۱- http://www.mycloob.com/imgfolder/647246-p1461628.jpg ۲- http://www.mycloob.com/imgfolder/647246-p876736.jpg ۳- http://www.mycloob.com/imgfolder/647246-p1979778.jpg یوسف مهر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
اولین گردهمایی ستاد ملی مجازی ایراندار تبریز برگزار شد
ستاد ملی مجازی ایران در ادامه فعالیت های خود در جهت حضور حقیقی تر در جامعه ایران تصمیم بر آن گرفته است که در استان هایی که توانایی برگزاری جلسه هایی با محوریت فعالان اینترنتی و اعضای ستاد ملی مجازی آشنایی بیشتر اعضا و علاقمندان با یکدیگر و با محوریت دعوت از سید محمد خاتمی برگزار نماید در همین راستا در اولین گردههایی ها از این نوع اقدام به برگزاری مراسمی در استان اذربایجان شرقی و شهر تبریز نمود این گردهمایی دوستانه در روز 5 شنبه 17 بهمن ماه با حضور شهمیرزاد پهلوانی و امیر پورموسی، از اعضای هیات موسس کشوری ستاد ملی جوانان حامی خاتمی، برخی از کاربران جامعه مجازی ایران و کلوب ستاد ملی مجازی ایران و برخی از وبلاگ نویسان استان اذبایجان شرقی برگزار شد در ابتدای این مراسم یوسف مهر یکی از مسئولان ستاد ملی مجازی ایران و مسئول برگزاری این مراسم در صحبت هایی ضمن خیر مقدم به همه حاضران در این جلسه در دو بخش صحبت های خود را ادامه داد یوسف مهر در بخش اول صحبت های خود با اشاره به انقلاب و سیر تاریخی در 30 ساله گذشته پرداخت یوسف مهر انقلاب اسلامی ایران را حاصل عزت خواهی مردان و زتانی دانست که از گذشته استبداد زده خود سیر شده بودند و اصلاح را ضروت اول جامعه می دانستند یوسف مهر در ادامه صحبت های خود پیرامون سیر تاریخی انقلاب دوم خرداد 76 را به عنوان نمادی از درک موقعیت و آگاهی مردم از وضع جامعه دانست این عضو مرکزی ستاد ملی مجازی ایران با اشاره به نا موفق بودن دولت نهم و عملکرد نا مطلوب آن باعث کرده همه مردم به ادامه این روند نا امید باشند در ادامه یوسف مهر با اشاره به حمایت های مردمی از سید محمد خاتمی که حاصل نا امیدی از وضع حاکم است اشاره کرد و ادامه داد که سه تشکل در کشور به صورت خود جوش به ساماندهی این حمایت های مردمی به نوع های مختلف پرادخته است یوسف مهر در بخش دوم صحبت های خود به این سه گروه اشاره کرد(یاری-پویشه دعوت از سید محمد خاتمی و ستادهای 88) و از فعالیت های انان گزارش مختصری را ارائه کرد و در ادامه آن گزارش کاملی از ستاد ملی مجازی و نوع فعالیت های انجام یافته و فعالیت هایی که در آینده انجام خواهد داد پرداخت. در ادامه این جلسه شهمیرزاد پهلوانی از اعضای موسس ستاد حامیان خاتمی در کشور در صحبت هایی از روند-دلیل و اهداف شکل گیری این ستاد ها گزارشی را ارائه کرد در ادامه جریان برگزاری این نشست که همراه با پخش چکیده ای صحبت های تاریخی سید محمد خاتمی و برخی موسیقی های ماندگار همراه بود اعضای شرکت کننده در جلسه به بیان نطقه نظرات خود پرداختند و برخی از وبلاگ نویسان استان هم توضیحاتی در مورد جنبش وبلاگی و معرفی وبلاگ های خود پرداختند. در اخر این مراسم نیز شرکت کنندگان در این جلسه با امضای طومارکاغذی دعوت از سید محمد خاتمی حمایت خود را از وی ابراز داشتند ستاد ملی مجازی ایران بر خود لازم می بینید از جبهه مشارکت ایران اسلامی استان اذربایجان شرقی که نهایت همکاری را برای قرار دادن مکان این مراسم و برگزاری آن داشتند تشکر و قدردانی نماید |
|
+ نوشته شده در
جمعه 18 بهمن1387ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
یادداشتی برای یاری
صدای اصلاحات
بعد از انتخابات مجلس هشتم را می توان آغاز اولین اظهار نظرها برای انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ نامید که از همان ابتدا در لابه لای صحبت های تحلیل گران می شد از حمایت - دعوت و استقبال برای حضور مجدد سید محمد خاتمی را استنباط نمود. به طوری که بعد از گذشت مدت اندکی اکثر صاحب نظران سیاسی به خصوص از طیف اصلاحات صحبت از تنها یک نفر می کردند و ان کسی جز سید محمد خاتمی نبود اما به واقع این درخواست ها و حساسیت ها وقتی نقش بارزتری به خود گرفت که اکثر اقشار مختللف مردم نیز به جمع مدعوین سید محمد خاتمی پیوستند. این موج از حمایت های مردمی در سایت یاری (درخواست ایرانیان برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی) سامان دهی و متبلور شد. به طوری که حتی سید محمد خاتمی نیز در دیدار با گروه یاری به نظرات مردم در سایت یاری اشاره و آن را در تصمیم نهای خود برای حضور تاثیر گذار دانست. در ادامه حرکت گروه یاری برای یک نظر سنجی گسترده که تا کنون نمونه آن دیده نشده بود در گامی دیگر اقدام به ایجاد پایگاه خبری یاری نیوز کرد تا بتواند اخبار و رخدادهای پیرامون کاندیداتوری و خود سید محمد خاتمی را منعکس نماید. همان گونه که گفتم پایگاه خبری یاری با هدف و محوریت دعوت از سید محمد خاتمی شکل گرفت و با این اولویت به کار خود در روزهای نخستین ادامه داد اما دیری نپایید که این پایگاه خبری تبدیل به صدای اصلاحات شد. این پایگاه خبری امروز دیگر در کنار اولویت اصلی خود تبدیل به سایتی شده که صدای همه اصلاحات را منعکس می کند. اکنون این سایت با داشتن قسمت های مختلف خبری همچون فرهنگی - اقتصادی - صدای مخالفان و..... به انعکاس رویداهای مختلف جامعه اصلاحات از نگرش های مختلف میپردازد. به واقع جریان سیاسی اصلاحات از مدت ها قبل نیازمند همچنین پایگاه خبری بود در گذشته سایت های خبری موجود منتسب به اصلاحات بیبشتر تحت حمایت احزاب و یا فردی خاص بودند که بیشتر رخدادهای ها فعالیت های خاص خود را منعکس می کردند و وجود یک ایگاه خبری که بتواند صدای اصلاحات را بدون واسطه و سریع در اختیار مردم قرار دهد به شدت احساس می شد که یاری نیوز تا حد زیادی توانسته ایین نقص را بر طرف سازد. سایت یاری توانسته با انتشار درست تحلیل های مختلف در وسائل روز جامعه و انتشار بیانیه های گروها و احزاب مختلف و همچنین مصاحبه با طیف گسترده ای از اصلاح طلبان و اطلاع رسانی از رخدادهای مختلف کشور نظر اکثر مخاطبان خود را جلب نماید. در این میان هدف اکثر مطالب انتشاری که دغدغه اصلی اصلاح طلبان در حال حاضر نیز است دعوت از سید محمد خاتمی می باشد که این دعوت نیز در پس انتشار صحیح و درست مطالب پیرامون آن باعث وحدت بیش از بیش اصلاح طلبان در مورد مسایل مختلف مورد بحث شده است. سایت یاری در گام های بعدی خود در ایجاد پورتال های استانی و مجله شنیداری توانسته بیش از بیش بر رسالت خود در انتشار صحیح و درست مطالب اقدام نماید امام آنچه که مسلم است امروز بعد از گذشت چندیدن ماه از آغاز فعالیت گروه یاری - مسئولیت آن را با توصیفات بالا بیش از گذشته می کند. بی شک با محوریتی که این پایگاه خبری در بین نهاد های اصلاح طلب تواسته کسب کند- مسئولیت آن را سنگین تر می کند. به طوری که حتی مخالفان اصلاحات را به ترس و واهمه دچار گردانیده که مطالب چندی پیش کیهان نمونه بارز آن می تواند باشد. پایگاه خبری یاری خواسته یا نا خواسته با دعوت سید محمد خاتمی تواسته باعث ایجاد وحدتی گسترده در میان اصلاح طلبان شود و مردم را نیز به صورت صحیح با استفاده از اصول اخلاقی و حرفه ای خبری بدون توهین و تخریب جریان های سیاسی دیگر جلب نماید زیرا که مردم ایران با هوش هستند امیدوارم این پایگاه خبری بتواند در طی ما های اینده نقش تعیین کننده تری را ایفا نماید و تحت تاثیر عوامل خارجی ای که سعی خواهند کرد حرکت صحیح این پایگاه خبری را منحرف کنند قرار نگیرد تا ما سالیان متمادی شاهد حضور خبرگذاری یاری به نام صدای اصلاحات باشیم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
پرسش و پاسخ هایی پیرامون مسائل غزه و فلسطین
چند روز قبل در كلوب دكتر علي شريعتي در بحثي با نام غزه در فرياد و جهان در خاموشي شركت كردم كه در اين مباحثه پرسش و پاسخ هايي بين من و برخي از شركت گنندكان انجام شد كه خالي از لطف نديدم اين ها در وبلاگ بيارم با تشكر
شروع كننده:يوسف مهر
و این بار فریاد مردم غزه رنگ خون گرفت تا جهانیان همچنان در خاموشی خود این بار از قتل و ترور حمایت كنند ننگ بر زمینی كه همیچنین مردمانی دارد
پرسش: محمد خردمند
درود بر تمام ایرانیان مگر حماس غیر از این میخواست ،حمله امروز به غزه به خاطر درخواست خود حماس بود پاینده ایران
پرسش: مهران صادقي
مسبب اصلی فاجعه غزه ، جمهوری اسلامی ایران و حماس هستند. به نظر شما وقتی کشوری(مثلا غزه) کشور همسایه رو موشکباران میکنه چه نتیجه ای خواهد داشت؟ اگر حماس موشکهای ایرانی رو به خاک اسراییل نزنه اسراییل هم دلیلی برای حمله نداره. البته در هر حال جنایت جنایته و باید محکومش کرد چه از جانب اسراییل باشه چه از جانب حماس.
پاسخ : يوسف مهر
با درود در مورد حرف های دوستان گرامی باید مطالبی رو بیان كنم كه لازم ندیدم از نقل استفاداه كنم به علت طولانی تر شدن مطلب ا- جناب آقایم حمد خردمند شما از یاد برده اید انگار كه حماس دولت منخب مردم است همان مردمی كه به حماس رای دادند در همه جای فلسطین بودند نه تنها در غزه یعنی اكثریت مردم فلسطین با حماس موافق هستند در ثانی اسرائیل اصلا جایی در فلسطین ندارد از كجا آمده این كشوری به نام اسراییل نهادی كه شكل گیری ان با ترور و قتل و جنایت بوده است نهادی كه اصلا از همان ریشه غیر قانونی و غیر انسانی است شما می گوید مردم حماس با متجاوزان مبارزه نكند شما می گویید مردم كشور فلسطین بنشینند و ببینند كه كشوراشان را دارند نا بود می كنند و چیزی نگویید و مبارزه نكند شما می گویید مردمی كه خواهان كشوراشان هستند و می خواهند در كشور خودشان زندگی كنند محكوم به تنبیه مرگ هستند شما می گویید زنده باد ایران من به شما می گویی زنده باد انسانیت زنده باد عزت طلبی و من ایران و ایرانیانی كه از انسانیت و عزت طلبی و حق دفاع نكند نه می شناسم و نه به آن افتخار می كنم می گویی درود بر تمام ایرانیان از كدام ایران سخنی می گویید از ایرانیانی كه از ترور و نقض حقوق بشر حمایت می كنند من كه همچین ایرانی را نمی شناسم از همان ها كه به نام موجودات شرور آنها را توصیف می كنید در واقع كسانی هستند به به نمایندگی اكثریت مردم فلسطین در حال مبارزه برای استقلال و آزادی كشوراشان هستند من انها را بزگ مردانی می دانم كه به خاطر همدفشان به خاطر ملتشان به خاطر دینشان شهادت را بر می گزینند 2-جناب آقای مهران صادقی اسرائیل دلیلی برای حمله نمیخواهد چون اصلا اصل وجود آن با حمله و كشتار بوده فاجعه های انسانی را كه اسرائیل بارها در فلسطیل به بار آورده را از یاد برده اید در آنها هم حماس موشك شلیك كرده بود امروز صحبت از از یك نسل كشی است امروز صحبت از كشتار بی گناه زنان و مردان و كودكانی است كه به خاطر خواستن حقشان می میرند امروز صحبت از مسجد هایی است كه وقتی شب هنگام مردم به انجا پناه می برند بمباران می شود امروز صحبت از كودكانی است در بمباران بیمارستان ها كشته می شند امروز صحبت از زنان شیر ده ای است كه از گرسنگی هم دارند خودشان میمیرند و هم فرزندان كوچكشان اینها نه ترویست بودند نه متجاوز نه استعمار گر و نه قاتل و نه مجرم همه اینها مردمانی هستند كه می خواهند در سرزمین خودشان زندگانی كنند سرزمینی كه متعلق به آنها است امروز سران بی غیرت و حامی ترویست عرب كه از مذاكره با اسرائیل سخن می گویند انتظاری بیش تر نمی توان از سارایل داشت تا الان شمار كشته های مردم فلسطین از 500 نفر گذشته و تعدا زخمی ها هم به 1000 نفر رسیده
پرسش: محمد خردمند
درود بر تمام ایرانیان حرف خیلی جالبی زدید: نقض حقوق بشر ، آقای گرامی، ایران امروز ما از بوی نقض حقوق بشر خفه شده چرا اینجا ساکت شده اید و از ترس حرفی نمیزنید، که حرف نزدن شما یا از روی ترس از حکومت است و یا اینکه شاید منکر نقض حقوق بشر در ایران میشوید. حمایت شما از فلسطین سیاسی است وگرنه نقض حقوق بشر در این دنیا زیاد است آنها را چرا نمیبینید ( تبت و چین ، چون چین شریک تجاری است و این حکومت را به خوبی میچابد اینجا را ندید میگیرید) دست بکشید، شما و همفکرانتان بوی خیانت میدهید خیانت به ایران و ایرانی پاینده ایران
پاسخ: يوسف مهر
چرا حماس دولت منتخب بود ولی الان نیست؟ مگه موعد قانونیش تموم شده؟ بنده رو متهم به ندوستند در زمینه حقوق بشر در یارن كردید كه بی شك به دلیل عدم شناخت شما از بنده است ولی جناب آقای خردمند من حقوق بشر رو برای تمام جهانیان می خواهم اگر در ایران برای برخی نقض حقوق بشر دارم مبارزه می كنم و تلاش می كنم برای كل دنیا آن را آرزوی دارم من در اینجا ساكت نشده ام ولی در ایران نقض حقوق بشر با قتل نیست در اینجا زندانی می كنند البته تاریخ ما شاهد تروز تنی جند هم بوده ولی نسل كشی نمی كنند من با روح اسرائیل مشكل دارم چون وجودش ار ریشه نادرست و غیر قانونی و غیر انسانی است ولی وجود حماس و ملت فلسطین كاملا قانونی است و مشروع می گویید برای مرگ صدام هنیه 3 روز عزای عمومی صادر كرد می دانید مشكل شما چیست شما می گوید بمیرد مخالف من شما برای مخالف خودتان حق زنده بودن نمی دهید چشمهایتان را باز كنید اینجا صحبت از ترور یك نفر نیست اینجا صحبت از زندانی كردن نیست اینجا صحبت از بستن روزنامه ها نیست اینجا صحبت از رد صلاحیت نیست اینجا صحبت از حكم قصاص و اعدام در محاكم قضایی نیست اینجا صحبت از یك نسل كشی تاریخی است شما با كشتار صدا كودك موافق هستید چون ایران به حماس كمك مالی می كند آقای خردمند چشمهایتان را باز كنید از كدام كمك حرف می زنید می گویید بقیه مردم اسرایل در آسایش هستند از كدام بقیه حرف می زنید مگر بقیه ای هم باقی مانده؟ كل كرانه باختری زیر بمباران اسرائیل هست و فقط قسمت جنوبی بیت المقدس كه تحت نظر نیروهای خودگردان هستند بمباران نشده اند آقای خردمند نیروهای خود گردان دست نشادنده خود اسرائیل هیتند این ها همه جهان مردم می دانند شما نمی دانید!!! می گویید من و همفكران من خائن به مردم و ایران هستیم آقای خردمند ما حاصل خواست اكثریت ایرانیان هستیم و شما مطوئنا اكثریت نیستید این را همه رویداهای تاریخی این كشور به اثبات رسانده نمی خواهم وارد مسایل سیاسی شوم كه جای این حرف های در این بحث نیست
پرسش : اوغوز تورك اوغلو
بحث خیلی جالبی هست اما یک سوال به ذهن من رسید که هر چه سعی کردم نتونستم جوابشو پیدا کنم:
پاسخ : يوسف مهر
دورود بر شما بله با حرف شما موافق هستم متاسفانه در آن مقطع هیچ اظهار نظر رسمی در مورد مسایل قره باغ و درگیری های آذبایجان و جمهوری ارمنستان صورت نگرفت اما اینجا این مطلب رو در داخل پارانتز بگم كه در اینجا ما كاری با دولت و نظام نداریم ما با خود ترور مخالفیم و با هرگونه جنایت و بحث فوق نه تاییدی است بر رفتار دولت و نقضی بر آن است ما از خودمان سخن می گوییم به عنوان انسان فاجعه قره باغ را مردم آذبایجان و مسلمان هایی كه از آن شندیند فراموش نخواهند كرد متاسفانه سانسور خبری شدید در آن مقطع باعث شد خیلی ها از آن اتفاق دردناك و تلخ چیزی نداند این كشتار نه تنها برای من تكان دهنده بود بلكه برای همه عزت طلبانی كه در جریان این موضوع بودند می شود گفت غیر قابل تحمل بود و قلب های ما همچنان هم درد ان روزها را می كشد
پرسش : ياتو يا هيچ كس ديگه(مازيار)
یوسف عزیز آفرین بر متن آرام و پر از احترام شما .. خوشحالم که جزو معدود کسانی هستید که توهین نمیکنید ..و اما ذکر چند نکته : ولی در ایران نقض حقوق بشر با قتل نیست در اینجا زندانی می كنند : شما یک راکت و یا نارنجک و حتی یک گلوله به سمت درب یک وزارتخانه در ایران شلیک کنید ببینید زندانی میشوید و یا اعدام .. آنوقت ببینید فلسطینی ها باید برای مرگ حقوق بشر در ایران تشیع جنازه بگیرند و یا ما برای آنان من با روح اسرائیل مشكل دارم چون وجودش ار ریشه نادرست و غیر قانونی و غیر انسانی است : شما این مشکل را دارید خودتان حل کنید .. 181 کشور از 204 کشور دنیا مخالف عقیده شما هستند و اسرائیل و ملت بزرگ آن را کاملا مشروع میدانند می دانید مشكل شما چیست شما می گوید بمیرد مخالف من : جالبه .. فرمایشان شما از جنس سخنان خاتمی است .. همان که برایش گلویمان را پاره کردیم تا رئیس جمهور شد و در تیر ماه 78 دیدم که چه شد .. بگذریم .. من به شخصه و قاطعانه میگویم بمیرد دوست دشمن من .. من آرزو دارم کسانی که در مرگ صدام ابلیس گریستند سر به تنشان نباشد اینجا صحبت از ترور یك نفر نیست اینجا صحبت از زندانی كردن نیست اینجا صحبت از بستن روزنامه ها نیست : منظور شما از اینجا کجاست ؟ ایران ؟ اینجا صحبت نسل کشی است .. اینحا صحبت از کشتن انسانیت است .. اینجا شرافت انسانها را هدف گرفته اند .. اینجا خائنین به وطن قدیسند .. اینجا نان را باید به نرخ روز خورد .. اینجا حکومت زور و جبر است .. اینجا هر اندیشه ائی مخالف را در نطفه خفه میکنند .. اینجا دینت را تغییر دهی اعدامت میکنند .. اینجا تو باید به زور مسلمان باشی .. و ..
آقای خردمند نیروهای خود گردان دست نشادنده خود اسرائیل هیتند این ها همه جهان مردم می دانند شما نمی دانید!!! نیروهای خودگران به عنوان پلیس مورد تائید قاطعانه ملت فلسطین هستند .. اصلا شما چرا راه دور میروید .. شما از خود فلسطینیان سوال نمائید .. نه با واسطه .. مستقیم .. اکثریت آنان ایران را مقصر اصلی مشکلات خود میدانند .. آقای خردمند ما حاصل خواست اكثریت ایرانیان هستیم و شما مطوئنا اكثریت نیستید این را همه رویداهای تاریخی این كشور به اثبات رسانده : جدا ؟ اکثریت مردم چرا میخواهند ؟ اصول گرا ؟ اصلاح طلب ؟ چپ ؟ راست ؟ نه برادر .. اکثریت مردم ایران آزادی را میخواهند . نمیدانم شما در خوابید و یا خیلی به خود اتکاء دارید .. عزیز من مردم ایران هیچ نمیخواهند به غیر از تامین زندگی و کمی - فقط کمی - آزادی ..
پرسش: محمد خردمند
شما حرف از اکثریت و اقلیت میزنید و به بنده یاداوری میکنید که شما جزیی از اکثریت ملت ایران نیستید، اما چرا این چیزها را فقط برای خود میخواهید امروز در این دنیای پهناور اکثریت کشورها اسرائیل را پذیرفته اند اگر شما با روح اسرائیل مشکل دارید به دیگران چه مربوط از کدام کمک حرف میزنم ؟ چرا فکر میکنید ملت بی مغز هستند، فقط خواهش میکنم نگویید که کمکهای ما معنوی است و نه مادی چون آن وقت به شما شک میکنم همین چند روز پیش چند هزار تن آرد و برنج و گندم هزار کوفت دیگر روانه فلسطین شد بگذریم از پولهای که هر ماه به حساب سردمداران غزه میرود و آن وقت کودک وطن گرسنه شب به بستر میرود مادر وطن از بی پولی رو به تن فروشی می آورد و پدر وطن از شرم خود و خانواده را میکشد بس کنید چشم بگشایید بذارید خیالتان را راحت کنم این جنگ تازه در اول راه است و تا نابودی هنیه و خلع سلاح حماس ادامه دارد در این منطقه هیچ کسی هم جرات دخالت و یاری رساندن به حماس را ندارد و نمیتوان کاری کرد بعضی اوقات برای برافراشتن پرچم صلح باید جنگید و اسرائیل امروز این کار را میکند و ما هم از آن حمایت میکنیم چون اعراب دشمن قسم خورده ما ایرنی ها هستند . با امید صلح و آزادی در تمام جهان پرسش: مهران صادقي دوست عزیز
پاسخ : يوسف مهر
با سلام ابتدا خوشحالی خودم رو از این موضوع كه همه ما به عنوان یك انسان حملات غزه رو محكوم می كنیم و این فاجعه رو جنایكارانه می دانیم اعلام می كنم و خوشحال هستم كه همه دوستان با قتل و جنایت و ترور مخالف هستند و جز این انتظاری نیست در ادامه بحث به مواردی كه بر خوردم نظر خورم رو بیان می كنم 1-جناب آقای با تو ابتدا از نظر لطف شما تشكر می كنم مواردی را بیان كردید كه به آنها اشاره می كنم در بخش اول صحبت های خودتون اشاره كردید به این موضوع كه می توانم با به فرض پرتاب یك نارجك به یك وزارتخانه ببنیم كه در ایران نیز اعدام می كنند یا نه؟ باید توضیح دهم كه نظام ایران و مسئولان آن غاصب نیستند و با زور و اسلحه و تفنگ كشور ایران را تصاحب نكرده اند و اگر به نقطه ای از اسرائیل موشكی پرتاب می شود برای بیرون راندن اشغالگران است بماند كه در كشوری چون ایران بی شك اگر حكم اعدام هم بدهند با محاكمه خواهد بود می گویید اكثر كشور های دنیا اسرائیل را به رسمیت شناختنه اند . متاسفنانه شما درست می گویید این موضوع درناكی است كه اكثر كشور ها قبول كرده اند ولی به این اعتقاد دارم كه اكثر مردم جهان این موضع یعنی اسارئیل را قبول ندارند در ضمن اینجا صحبت از فاجعه عزه است و قتل است نه به رسمیت شناختن یا نشناختن اسرائیل و این پاسخ را به دیگر آقای خردمند گفتم در مقابل این پرسش كه گفته بود شما با روح اسرائیل مشكال دارید در ضمن بی شك شما هم با من در مورد غیر قانونی و غیر مشروع بودن ایجاد رژیم صهیونیستی و تبع آن تشكیل كشور موافق باشید در مورد مطلب كه در مورد مخالف فرمودید نظر شخصی شماست و درست است كه با آن مخالف هستم ولی مورد احترام است اینجا صحبت از ترور یك نفر نیست اینجا صحبت از زندانی كردن نیست اینجا صحبت از بستن روزنامه ها نیست : منظور شما از اینجا کجاست ؟ بله منظور من ایران بود(حرف های بعدی شما رو هم تا حدی نه شدت شما قبول دارم و در راه اصلاح آن نیز علاوه بر حرف زدن و گفتگو به صورت های مختلف تلاش هم می كنم) فرومودید: اصلا شما چرا راه دور میروید .. شما از خود فلسطینیان سوال نمائید .. نه با واسطه .. مستقیم .. اکثریت آنان ایران را مقصر اصلی مشکلات خود میدانند .. با عرض كنم كه حماس در انتخابات رسمی در فلسطین به قدرت رسیده و نه به زور ولی نیروهای خود گردان با هیچ انتخاباتی انتخاب نشده اند اگر مورد تایید اكثریت مردم فلسطین بودند مردم به فتح رای می دادند نه حماس در آخر هم گریزی به مسایل سیاسی زده اید كه ابن بحث جای آن نیست فقط به ذكر این موضوع اشاره كنم كه خواست همه ما استقلال آزادی و پیشرفت است اصولی كه اصلاحات را بنا نهاده اند 2-آقای خردمند بنده از واژه توهین آمیز برای صحبت های شما استفاده نكردم از واژه استفاده از كلامات نا پسند استفاده كردم و این استفاده از واژه كاملا هدفمند و آگاهانه بود پس من نگفتم كه توهین كرده اید برداشت شما نادرست بوده می تونید با دوباره خواندن مطالب نوشته شده توسط خودتان موارد را به عینه ببنید كه نیازی به ذكر انها توسط من نیست فرموده اید: شما با روح اسرائیل مشکل دارید به دیگران چه مربوط آقای خردمند با ذكر كنم اصلا موضوع بحث داشتن مشكل من با اسرائیل نبود بنده به سوال شما پاسخ دادم و دلایل آن را هم ذكر كردم اگر شما دلیلی برای به رسمیت شناختن اسرائیدارید بیان كنید ولی فقط نگویید كه اكثر دولت های با این كشور موافق هستند و اینجا از قبل مال یهودیان بوده كه همه مید انیم در دین یهود و اصلا در هیچ دنین از ترور و جنایت حمایت نمی شود و رژیم صهنویستی قطعا یهودی نیست و دوما كه این حرف ها را خیلی ها قبلا گفته اند و كذب بودنشان كاملا مشخص شده باید آن موقع از شعار نیل تا فرات اسرائیل هم حمایت كنید من كی گفتم زنده باد موافق من ؟ من گفتم شما می گویید كه بمیرد مخالف من من مخالفم را نمی كشم بلكه سعی می كنم قانعش كنم و دلیل مخالفتم را بیان كنم هیچ موقع برای مخالف خود اسفند دود نمی كنم دمن برای اهدافم و رسیدن به آنها تلاش می كنم و با مخالفان خود نیز با پیروی از اصول بازی رقابتی و انسانی برخورد می كنم حتی اگر مخالف من جوانمردانه وارد بازی نشود سعی می كنم جوانمردی را فراموش كنم منظور من از كمك . كمك های نظامی بود كمك های غذایی كه شما می فرمایید كمك های بشر دوستانه ای است كه نه تنها ایران بلكه كشور های قطر و لیبی و مالزی هم تا انجایی كه اطلاع دارم ارسال كرده اند كه تا كنون هیچ كدام به دست مردم غزه نرسیده چون راهی برای فرستادن نیست مصر هم كه اجازه نمی دهد از گذركاه رفع كمك های بشر دوستانه ارسال شود كمك های قطر و ایران و لیبی همچنان در مصر هستند و دولت مصر اجازه ارسال این كمك ها را به مردم غزه نداده این در حالی است كه دولت های ملیبی و ایران اعلام كرده اند اماده كمك و به مجروحان و درمان آنها در كشور های خودشان هستند كه دولت مصر اجازه این كار یعنی انتقال مجروحان به مصر و انتقال از مصر به كشور های دیگر را نمی دهد در نوشته یكی دیگر از دوستان دیدم مطلبی عنوان شده مصر اعلام كرده حاضر است مجروحان رو مدوا كند كه بادی اعلام كنم این خبر كذب محض است و نمونه آن این است كه هواژیماهای لیبی همین الان برای انتقال مجروحان در مصر به سر می برند و تعدا اندك مجروحی كه برای ارسال به لیبی برای درمان توسط بیمارستان های فرستاده شده بودن در مرز مصر به سر مب برند و دولت مصر اجازه ورود به آنها صادر نمی كند و حتی وزیر امور خارجه مصر اعلام كرده پای هر فلسطینی از مرز عبور كند آن پا را قطع می كنیم برای صحبت های آخر شما جز اظهار تاسف برای نطرهای شما كاری نمی توانم بكنم و اینكه از خداوند بخواهم چشمان شما و من را به واقعیت های حقی باز كند 3-جناب آقای مهران صادقی بادی در مورد نوشته های شما بیان كنم یكی از دلایل این حمله و كشتار نزدیك شدن به انتخابات اسرائیل می باشد و اینكه گفته ایید اسرائیل برای حمله دلیل می خواهد را زیاد نمی توانم قبول كنم همانطور كه گفتم ما دهها مورد از حملات اسرائیل رو می تونیم نام ببریم كه در هیچ كدام از آنها دلیلی برای آغاز حملات توسط اسرائیل وجود نداشت در آنها كه دلیلی وجود نداشت چه می گویید باید ذكر كنم بعضی از دوستان تصور می كنند كه جنگ رو حماس آغاز كرده باید به نكاتی اشاره كنم جنگ رو اسرائل آغاز كرده و ارسال موشك توسط حماس بعد از آغاز بمباران های غزه شروع شده و میشود به آن عمل مقاومت گفت همه دوستان آگاه هستند كه در حدود 7 ماه قبل آتش بس بین حماس و اسارئیل امضاء شد كه طبق این آتش بس طرفیت 6 ماه به یكدیگر حمله قرار بود نكنند كه همواره این آتش بس توسط رژیم صهنویستی نقض شده كه شهدای این 6 ماه دلیل این موضوع هست ولس حماس به هیچ عنوان در این 6 ماه از آتش بس خارج نشد و به آن عمل كرد در طول ماه های گذشته اسرائل خودش رو برای حمله به غزه اماده می كرد كه اقدام اولیه ان محاصره غزه بود كه حاصل ان رویداهای دردناكی بود كه همه دوستان از /ان اطلاع دارند در مدت محاصره كه همچنان ادامه دارد باعث كشتن دهها زن و بچه كوچك شد كه بعد از اتمام 6 ماه اتش بس این اسرائیل بود كه حملات رو آغاز كرد و رسانه های وابسته كه همه ما میدونیم اكثر رسانه های دنیا وابسته به سران اسرائیل هستند سعی دارند این گون تبلیغ كنند كه حماس آغاز گر جنگ بود و شاهد ان هستیم كه بعضی را رو هم تحت تاثیر قرار داده در مورد عكس العمل دولت ایران هم مطلبی رو بیان كردید كه من در نوشته های قبلی گفتم با دولت ایران كاری ندارم همانگونه شما با جنایت مخالفت می كنید من هم دارم با آن مخالفت می كنم ولی با این تفاوت كه رژیم صهیونستی رو مقسر می دانم من به دوستان عزیز چند توصیه دارم كه مسایل رو با هم قاطی نكنند امروز همه ما باید در برابر اسرئل كه یك رژزیم جعلی است متحد بشویم بدانید كه اگر اسرائیل در این حمله شكست بخورد ضربه ای خواهد خورد كه تا مدتها نمی تواند آن را جمع و جور كند در این میان باید مطالب دیگر را نیز بیان كنم همانطور كه انتظار دیگری از سران بی غیرت خود فورخته عرب نمی رفت اینان همچنان سكوت فرا گرفته اند ملتی كه خداوند برای اصلاح جاهلیت آنها پیامبران بی شماری را نازل كرد ولی این ملت همچنان در جهلند و گویی نمی خواهند بیدار شوند كمی انسانیت یاد بگیرند من فقط از واژه ننگ باد بر همچنین مردمانی استفاده می كنم
اميدوارم مورد توجه دوستان قرار گرفته باشه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 دی1387ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط یوسف مهر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یوسف مهر
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد |
| پیوندهای روزانه |
|
لسیت نوشته های یوسف مهر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|